سنگ قبر هوشنگ ابتهاج (سایه)

هوشنگ ابتهاج از شعرای بزرگ معاصر ایران بود، که در سال 1306 در خانواده ای سرشناس در رشت به دنیا آمد. این شاعر بزرگ از ابتدای جوانی دستی برای نوشتن داشت و نخستین مجموعه شعری خود را در بیست سالگی منتشر نمود. این شاعر در همان جوانی عاشق دختری ارمنی به نام گالیا شده بود و مجموعه شعری از او تحت تاثیر این عشق است.

هوشنگ ابتهاج در مصاحبه ای گفته بود که علاقه مند به سوسیالیسم است و بخاطر همین علاقه به سوسیالیسم توسط احمد شاملو و جمعی از نویسندگان از این کانون اخراج شد.

شعرهای بسیار زیادی از ابتهاج بر سر زبان ها افتاده است، او سرانجام در مرداد ماه سال 1401 دار فانی را وداع گفت.

 

عکس سنگ قبر هوشنگ ابتهاج

 

سنگ قبر هوشنگ ابتهاج یکی از زیباترین سنگ های قبر است که تصویر آن گنجانده شده است، و شعر زیبایی بر روی آن نوشته شده است این سنگ قبر که به رنگ مشکی نیز می باشد توجه بسیاری را جلب کرده است و در اینترنت آن را جست و جو و مشاهده می کنند.

 

شعرهای هوشنگ ابتهاج

ارغوان،شاخه ی هم خون جدا مانده ی من
آسمان تو چه رنگ ست امروز ؟

آفتابی ست هوا ٬یا گرفته ست هنوز ؟

من درین گوشه که از دنیا بیرون ست ٬

آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست

آنچه میبینم دیوار است

آه
این سخت سیاه

آنچنان نزدیک ست
که چو بر می کشم از سینه نفس

نفسم را بر می گرداند
ره چنان بسته

که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند

کور سویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی ست

نفسم میگیرد
که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجا ست
رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز
گوشه ی چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نیانداخته است
اندرین گوشه ی خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطر من

گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید

چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو میریزد

ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار ٬

با عزای دل ما می آید ؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است ؟

اینچنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ می افزاید

ارغوان پنجه ی خونین زمین
دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده ی خورشید بپرس
کی برین دره غم می گذرند ؟

ارغوان
خوشه ی خون

بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره ی باز سحر

غلغله می آغازند
جان گلرنگ مرا

بر سر دست بگیر
به تماشا گه پرواز ببر

آه بشتاب
که هم پروازان

نگران غم هم پروازند
ارغوان

بیرق گلگون بهار
تو بر افراشته باش

شعر خون بار منی
یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه نا خوانده ی من

 

خاکسپاری هوشنگ ابتهاج

معاون میراث فرهنگی در پاسخ به درخواست هایی مبنی بر به خساکسپاری هوشنگ ابتهاج در کنار درخت ارغوان در خانه اش، گفت این خانه به دلیل این که این خانه ثبت ملی شده است، دارای مشکلاتی می باشد و این امر غیر ممکن است. علی دارابی در پاسخ به سوالات خبرنگاران پاسخ داد که ابتهاج شاعر بزرگی بوده و همه ما باید به وی ادای احترام کنیم، من صحبت هایی با خانواده و دوستان داشته که آن ها درخواست کرده اند، ابتهاج در خانه اش که درخت ارغوان در آن قرار دارد، دفن شود، این موضوع بسیار روشن است، ما قوانینی داریم که کند و کاو در محلی که ثبت تاریخی شده است، ممنوع می باشد و همچنین، دفن میت در این محل ها نیز مجاز است. و به همین ترتیب تصمیم گرفته شده تا پیکر هوشنگ ابتهاج در رشت دفن شود، نا گفته نماند، که خانه مادری ابتهاج که در رشت است، با تعلل این سازمان در ثبت، از بین رفت و تخریب شد.

مراسم ختم هوشنگ ابتهاج

در مراسمی که در منزل ابتهاج برگزار شد بسیاری از دانشجویان حضور گرفتند که در زیر تصاویر آن را نیز می توانید ببینید، تصاویر از ابتهاج در حیاط خانه اش همراه با شمع و شیرینی قرار داده شده است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تماس با ما