اشعاری برای سنگ قبر خواهر

سنگ قبر خواهرسنگ مشهد

انتخاب نوشته برای سنگ قبر عزیزان کار مهم و سختی است. سنگ قبر شایان برای مشتریان خود نمونه هایی از نوشته روی سنگ قبر را آمده کرده است که در ادامه نمونه هایی برای شعر سنگ قبر خواهر آورده شده است.

 

شعر سنگ قبر خواهر

 

خواهرم

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
***

جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق

مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

***

 

خواهرم

تنها یاورم فانوس زندگی ام رفتی و  این جهان برایم خانه ای تاریک است

***

 

دریاب که از روح جدا خواهی رفت

در پرده اسرار فنا خواهی رفت

می نوش ندانی از کجا آمده‌ای

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت

***

مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارانه ی یک زنجره نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاریست

***

خواهرم

بی‌ تو گر دمی زنم، هر دمی هزار غم
روی شانه‌ دلم، هر غمی هزاربار

***

خواهرم

تکیه گاه مهربانم تا آخرین لحظه تو را فراموش نخواهم کرد

***
رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر طرف می نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز

***
رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر طرف می نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز

***

خواهرم
تا تو رفتی قوت و صبرم برفت

تا تو رفتی من دگر خوش نیستم

چشم می بندم به هر دم تا به دیر

زانک بی‌تو با نظر خوش نیستم

 

***

دل تنگ بود جز او نگنجد

تنگی دلم امان و غوغاست

***

خواهرم

با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم

از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو

 

***

بعد پرپر شدنت ای گل زیبا چه کنم
من به داغ تو جوان رفته ز دنیا چه کنم
بهر هر درد دوائیست به جز داغ جوان
من به دردی که بر او نیست مداوا چه کنم

 

***
خرم آن روز کزین غمکده پرواز کنم

از پس مرگ حیاتی دگر اغاز کنم

باغ جان پرگل ومن خسته به زندان تنم

زندگی یابم اگر پنچره ای بازکنم

***
شعر سنگ قبر خواهر

ما داغ فراق دیده بودیم

افسانه غم شنیده بودیم

ما غم تو جانگداز است

دردیست که قصه اش دراز است

***

بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

***

بنویسید بعد مرگم روی سنگ  با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

اینکه اینجا خفته در این گور سرد  بودنش را هیچ کس باور نکرد

***

از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام

 

بیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاوایی

***
خواهرم

دور از تو، منِ سوخته در دامنِ شب ها

 

چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم

***
دیروز فکر می کردم

تمام قله های جهان را

می توانم فتح کنم.

تازه امروز فهمیدم

چه نفس گیر است

بالا رفتن از پله های خانه ای که

تو
دیگر در آن نیستی!

***
بعد از رفتنت

من ایستاده می میرم،

چون بیدهای مجنون…!
***
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر

کنایتیست که از روزگار هجران گفت

***
دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم

سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران

در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

***
چو آمدی ز رخت باغ سرخ رو گردید

ز رفتنت به کف لاله، داغ می ماند

***
ز رفتن تو به جان آمدم، نمی دانم

که رفتنت ز کجا خاست بهر جان مر

***
گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

گفتا چه توان کرد که تقدیر همین بود

گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

گفتا که نگو مصلحت دوست در این بود

***
خواهرم

تو نیستی که ببینی دل من جز یاد تو همه چیز را رها کرده است

***
خواهرم

آرام جانم

پس از تو دلم لحظه ای آرام نیست

***
بود هم جان وهم جانانه خواهر

انیس و مونس و فرزانه خواهر

نهفته در دلش عشق برادر

برادر شمع و چون پروانه خواهر

***
باید که واژه‌های جهان را بسیج کرد

تا درد دل کنند دو خواهر کنار هم

خوابیده اند در وسط سنگ‌های شهر

حالا دو سنگ کوچک مرمر کنار هم

***

هرکس که ندارد به جهان نعمت خواهر

افسوس که تنها بود و بی کس و یاور

در موقع تنگی و بلا محنت و سختی

یک خواهر دلسوز به از یک صف لشکر

***
خواهر خوبم چه زیبا داستان‌ها می‌سرود

آن همه لطف و صفای خواهرم یادش به خیر

***
خواهری هم چون فرشته داشتم

آن همه عشقش به من یادش به خیر

***

سنگ قبر خواهرسنگ مشهد
خواهرم یار و یاورم

خواهرم ای پال و پرم

رفتی و بی یاور شدم

وه که چه امد بر سرم

***

من اعتمادِ عجیبی به خواب‌های آینه دارم

راست می‌گویند خواهرم

تو بر ارابه‌ آفتاب

با اسبانی روشن از روحِ آسمان خواهی آمد

***
به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

***
خواهر دلسوزم

بی وجود تو تنهاترین تنهای عالمم…

***
خواهرم

رفتی

و خسته ماندم

رفیق نیمه راه شدی قرارمان نبود…

***
خواهرم

رازدار زندگی ام

بعد از رفتنت بی پناه ترین عالمم…

***
ای خواهر من مرو شتابان

ای رفتن تو چو رفتن جان

دیر آمدن و شتاب رفتن

آیین گل است در گلستان

***
گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم

بعد منزل نبود در سفر روحانی

***
بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست

***

شعر سنگ قبر خواهر

صبر است مرا چاره هجران تو لیکن

چون صبر توان کرد که مقدور نماندست

در هجر تو گر چشم مرا آب روان است

گو خون جگر ریز که معذور نماندست

***
درد ما را نیست درمان الغیاث

هجر ما را نیست پایان الغیاث

***
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم

که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانش

***
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست

بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

 

***
هر روز دلم به زیر باری دگر است

در دیدهٔ من ز هجر خاری دگر است

***

 

جهت سفارش بهترین سنگ قبر و آگاهی از قیمت سنگ قبر با ما تماس بگیرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *